تبليغاتX
غریبه - اما بيچاره دل ساده ي من داره تنهايي رو باور ميكنه.........

 

يه سلام خيلي كمرنگ ، يعني هر چي غير اشتي

نمي شد از اول مي گفتي ، يه كمم دوسم نداشتي؟

 

حال تو، نه ، نميپرسم ،مطمئنم خوبه حالت

هر جا هستي خوبي و خوش ،خيلي راحته خيالت

 

احتمال داره يه وقتا يه كمي دلت بگيره

خب برو سراغ اون كس كه دلت پيشش اسيره

 

شايدم دوس داشته باشي هنوزم بري تو بارون

فقط اين يه فرق كرده ،اين دفعه با من نه ،با اون

 

مي دونم كسي رو داري واسه ي گفتن حرفات

بعدشم قرار و عكس و ديدن و وقت ملاقات

 

يكي هست كه جاي من ، تو پاي صحبتش مي شيني

نميدونم راه دوره يا راحت اونو ميبيني

 

زيادم فرقي نداره اصل اينه كه بي وفايي

نمي خوام چيزي بدونم حتي اينكه تو كجايي

 

تو همين اخر پاييز يه شبي تا صبح نشستم

ديدم اين دل ديوونه دوباره كار داده به دستم

 

اولش خاطره ها رو خيلي با حوصله گشتم

چون چيزي پيدا نكردم يه جوري ازت گذشتم

 

چون تو هم مثل اونايي ،تازه اينكه اولاشه

چرا اون كسي كه مي خوام نبايد تو دنيا باشه

 

مي دونم حرف و دليلات واسه ي جواب زياده

كلي خستگي و كلي اتفاق فوق العاده

 

اما هر چي بنويسي بدون اون جواب من نيس

به حساب هر كي خوب باشه ،به حساب من نيس

 

مهم اينه كه نمي شه عاشقي از روي اجبار

باز ميشي مثل بقييه قصه ي هميشه تكرار

 

از تو كمتر گله دارم ،از خودم دارم شكايت

نتونس بگذره با تو از رو مرز بي نهايت

 

دوباره رفتم تو فكر ليلي و سراغ مجنون

هر چي زود بياد به دستت ،زود مي ره از پيشت اسون

 

تو طلوع زرد خورشيد راس راسي فكرامو كردم

قول دادم تو جاده ي عشق ،ديگه هرگز بر نگردم

 

اون كسي كه من مي خوامش يا فرشتس يا ستاره

جنس بغضش از مه و از تيكه هاي ابر پارس

 

توي روياش من هميشه مي مونم و مي درخشم

تو كه اينجوري نبودي چه جوري تو رو ببخشم

 

شايدم كاري نكردي ساقه ي من شكنندس

اين كه با سرما نسازه تقصير خود پرندس

 

ما قرار نبود كه هرگز واسه ي هم سد بسازيم

با كارا و رفتارامون خاطرات بد بسازيم

 

پس منم واسه هميشه مي رم از فكر تو بيرون

توي جنگل،يا كه صحرا ،ديدي رفتم پيش مجنون

 

تقصير تو كه نبوده ،من به دردت نمي خوردم

تو رو هم مثل بقيه ،دس سرنوشت سپردم

 

نشوني نمي نويسم تو همون كوچه و شهرم

جوابم ازت نمي خوام چونكه ديگه با تو قهرم

 

تو خيال كن از تو دورم...يه جايي اون ور دنيا

اخراي فصل پاييز...نزديكاي شب يلدا

 

 خدایا هر جا هست مواظبش باش.......

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط غریبه در پنجشنبه ششم مهر 1385 |