تبليغاتX
غریبه - ندی عزیزم دلمون برات تنگ میشه..........................
هوا سرد خیلی سرد رفتم یک لباس گرم تر پوشیدم....وای خدا چه قدر حالم بده

نمیدونم فقط خدا میدونه که الان ندی داره چی کار میکنه....یعنی سردشه...اخه اون امشب نتونسته لباس گرم بپوشه و شاید گشنشه اخه اون وقت نکرد که امروز به مادرش یاداوری کنه که دلش چه غذایی میخواد.....حتی اون امشب نگران امتحانات دانشگاشم نیست...اون حتی امشب خواب هم نمیبینه خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اون الان تو خونه ی جدیدش تک و تنها چه حالی داره

خدای من وقتی قلب مهربونش داشت از کار می افتاد خودش فهمید که داره میره ...چه فکری کرد

اره ندی از اشناهای دورمون بود من فقط یک بار عکسشو دیدم شاید اونم فقط یک بار عکس من رو دیده باشه ولی الان قلبم داره از جاش کنده میشه.........................

دلم میخواد بنویسم ولی نمیتونم بچه ها تورو خدا فاتحه یادتون نرهروحش شاد

نوشته شده توسط غریبه در شنبه سیزدهم آبان 1385 |